ما آدم ها،گاهی ساعت ها و روزها برای روی دادن یک افاق می دویم.. و بعد آن اتفاق درست در لحظه ای روی می دهد که اهمیت رخ دادن و رخ ندادنش درست به یک میزان است..! به نامش.. امروز صبح که بیدار شدم مامان بیدار بود،و دم رفتنی بهم گفتن که بابا گفتن جواب آقای میم رو چی بدیم؟زنگ بزنم بگم بیان یا نه؟ازشون فرصت دو ماهه خواسته بودیم که ضمن کسب آرامش من وقت کافی برای تصمیم گیری داشته باشیم،یا بهتر بگم که داشته باشم!چون پدر موافق هستن.. ازشون خواستم تماسی نگیرن و بذارن همچنان معلق باقی بمونه مسئله،خب دلیل کافی برای جواب منفی دادن ندارم ،از طرفی هم شوق و میل و رغبتی به اون...
ادامه مطلب