هفت آبان
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:28
زندگی همین است همین چیز هایِ کوچکِ ساده مثلا تو بخندی و من قربان صدقه ی لحن صدایت بروم هستی خانی به نامش این روزا حسابی سرم شلوغه، کارهای پایان نامه تمومی نداره،هر چی بیشتر می خونم مطالب به شدت گسترده تر میشه!!! باید سعی کنم تا آخر آبان تموم کنم کارم رو و به جلسه ی گروه آموزش مون برسونم اش،بعد از او...
.........
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 13:13
آنچه عشق دوست با من می کند والله ار دشمن به دشمن می کند.. خاقانی امشب پر از اشکم... پهنای صورتم خیس خیس است.. و تو چه میدانی از سختی گریه ی پنهانی؟ چه میدانی خفه کردن هق هق های نیمه شب چه دردی دارد؟ + دوازده نیمه شب
دومین روز آبان ماه
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 13:13
از باد مرا بوی تو آمد امروز شکرانه ی آن به باد دادم دل را مولانا به نامش امروز روز کاری متفاوتی بود، اولین جلسه با حضور تمام کارمندهای شرکت، مدیرعامل مون از چند نفری تقدیر کردند و مبلغی به عنوان هدیه بهشون دادند،همون موقع ها بود که به خانم رجبی گفتم پس چرا از زحمات یک ماه ی من تقدیر نشد؟:))) و مدیر ...
آخرین روز مهر ماه..
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 22:55
ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست... مهدی فرجی به نامش بعد از دو هفته استپ روی بخش نتیچه گیری بالاخره دیروز نوشتمش و تمام شد، الان که به فصل بندی هام نگاه می کنم میبنم که اون موقع چقدر جوگیرانه انتخاب موضوع کردم،کلی هم اصرار داشتم که گسترده تر باشه ولی استاد مشاورم قبول...
خوب من..!
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:09
از نظر پنهانی از دل نیستی پروین اعتصامی
یعنی اگر نباشی،کار دلم تمام است....
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:09
نبضِ مرا بگیر و ببر نامِ خویش را... تا خون بَدل به باده شود در رَگان من... حسین منزوی
..
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:09
مگر احساس گنجد در کلامی..؟
24 مهر
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 18:34
ما آدم ها،گاهی ساعت ها و روزها برای روی دادن یک افاق می دویم.. و بعد آن اتفاق درست در لحظه ای روی می دهد که اهمیت رخ دادن و رخ ندادنش درست به یک میزان است..! به نامش.. امروز صبح که بیدار شدم مامان بیدار بود،و دم رفتنی بهم گفتن که بابا گفتن جواب آقای میم رو چی بدیم؟زنگ بزنم بگم بیان یا نه؟ازشون فرصت ...
21 مهر
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:20
به نامش یکشنبه جواب آزمایشم اومد،این آزمایش برای تشخیص سل و عفونت بود،خدا رو شکر فقط یه عفونت سادس هرچند که خیلی داره اذیتم می کنه،فعلا نمی تونم آنتی بیوتیک بخورم چون هنوز یه تست ریوی دیگه هم دارم،فردا هم باید برم پیش روانپزشکم،حالم الحمدلله خیلی خوبه،دیروز وقتی داشتم ناهار می خوردم به این فکر می کر...
پاییز بی تو..!
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:20
چرا مردم انقدر شلوغش کرده اند؟ خب پاییز است که هست.. وقتی تو نیستی قرار نیست هیچ اتفاقی بیفتد..!
16 مهرماه...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 6:43
تا بداند که شب ما به چه سان می گذرد غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده مولوی + به یک نویسنده ی بزرگ خارجی ایمیل زدم و در مورد یکی از آثارش مطالبی نوشتم و خودم رو معرفی کردم،جواب ایمیلم رو خیلی خوب و مفصل و مهربانانه دادن و ازم خواستن اگه دوست داشتم یا سوالی داشتم بازم ایمیل بدم بهشون،خیلی حس خوبی برام...
نی نی های دوست داشتنی:))
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 6:43
به نامشیکی از بهترین و مثبت ترین حس های عالم, بودن با بچه هاس،مخصوصا بچه های شیرخوار خیلی شیرینند،من به شدت نی نی دوست میدارم و نمی تونم به بچه ای که حتی تو خیابون می بینم عکس العمل نشون ندم:)) خوش بحال همه ی اونایی که نی نی دارن:)))
نتیجه ی مطالعات و تحقیقاتم:))
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:24
به نامش... به نظر من اونقدری که آدم بدن خودشو می شناسه و می تونه درمان کنه،درمان پزشک موثر نیست.این چند وقت خیلی مطالعه داشتم در مورد مشکل و بیماری که دارم،هم طب نوین و درمان های شیمیایی و هم طب سنتی و درمان های گیاهی و خانگی.خب طبق مطالعاتم و شرح حال خودم متوجه شدم که من بیماریم از غلبه ی بلغم هست،...
داماد...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:24
به نامش... فرودین ماه بود که خواستگاری برام اومد و من از اول عهد کردم با خودم که زیاد سخت گیری نکنم،و به خدا سپردم که اگه خوب نیست خودش نذاره اتفاقی بیفته،این خواستگاری تا مراحلی پیش رفت و با موضوع خیلی. مسخره ای بهم خورد،اصراری هم از جانب اون ها نشد و قضیه منتفی شد، گویا. ایشون داماد شده،امیدوارم خ...
۶ مهر،اولین روز کاری من:))
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:24
به نامش... سلام.. امروز 6 مهر،درست روزی که من 25 ساله شدم اولین روز کاری من بود،دیشب کلی استرس داشتم و خیلی بد خوابیدم،ساعت 7:30 رسیدم شرکت ولی چون زود بود یکمی پیاده روی کردم،چند دقیقه هم نشستم تو ایستگاه اتوبوس تا نزدیک ساعت ۸ بشه،بالاخره اولین روز کاری من با ترجمه ی یه متن در مورد صادرات عسل و دس...
درد دوری...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:47
رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیست دور از تــو حتــی گریـــه کردن کاری آسان نیست! دارم بــــه دوری از تــــو عــادت می کنم کم کم هر کس به دردی خو کند در فکر درمان نیست!
که صبر راه درازیست به مرگ پیوسته ست..!!
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:46
به نامش... انتظار کشیدن خیلی سخته؛ ولی این که ندونی می تونی منتظر باشی یا نه از انتظار سخت تره...
زنده باد زندگی:))
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:46
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم مگرم سوی تو راهی باشد.... اخوان + دقیقا یک ماه می شه که دارو مصرف می کنم،حالم خیلی خوبه،ممنونم خدا جونم،شکرت! فقط 3 روز حالم بد بود...و این خیلی عالیه:) تقریبا اصلا کابوس نمی بینم،روحیه ام به شدت بهتره،بازم مثل قبل با صدای بلند می تونم بخندم،صبح ها حالم خوبه،می ...
دومین تجربه ی من
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:46
به نامش.. ساعت حدودا 9 بود که با ویبره ی گوشی بیدار شدم.خانمی پشت خط بود و گفت از گروه صنعتی .. تماس می گیرن و پیرو رزومه ای که فرستادم ،امروز برم برای مصاحبه و قرار شد ساعت یک و نیم اونجا باشم.کارگاه یا کارخونه شون جاده ی شهریار و تو یه شهرک صنعتی بود.از اونجا که قبل از هرچیزی باید بابا محل کارو بپ...
...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 11:46
من که می خوابم او تازه بلند می شود راه می افتد و می آید در خواب من قدم می زند بعضی وقت ها می رقصد بعضی وقت ها می گرید من با او می رقصم می گریم فردا صبح اما خاکسترم را خواهی یافت او امشب خودش را پیش چشمم آتش زد .....